معنی کانرود

معنی کانرود

4 بازدید
(اِخ) دهی است از دهستان مرکزی بخش آستارا شهرستان اردبیل واقع در یازده هزارگزی جنوب آستارا و دوهزارگزی شوسهٔ آستارا به پهلوی. ناحیه ای است جنگلی، گرمسیر و دارای ۹۶۱ تن سکنه. از رودخانه مشروب میشود. محصولاتش برنج و صیفی است. اهالی به کشاورزی و تهیهٔ زغال از چوب جنگل گذران میکنند. محل سکنای ایل کانرود است. این ده را کاه ری نیز میگویند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).
[ رُ ] (اِخ) دهی است از دهستان جرهٔ بخش مرکزی شهرستان کازرون واقع در ۶۳هزارگزی جنوب خاور کازرون جنوب رودخانهٔ جره. ناحیه ای است واقع در جلگه. گرمسیر و دارای ۲۳۰ تن سکنه. از رودخانهٔ جره مشروب میشود. محصول عمده اش برنج است. اهالی به کشاورزی گذران میکنند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۷).

کلمات هم‌قافیه با «کانرود»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ود» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید