معنی کانبوری
7 بازدید
[ کامْ بو ] (ص نسبی) منسوب به کانبور هند که معرب آن جونفور است.[ کامْ بو ] (اِخ) شیخ محمودالجونفوری الفاروقی محمودبن محمد و متولد در جونفور (کانبور) است. تألیفات ذیل از اوست: ۱- الدوحةالمیاده. که ابی الحسنات محمد لکنهوی حاشیه ای بر آن نوشته است و رساله ای ضمیمه دارد که راجع به کلی و جزئی اجتماع نقیضین و ارتفاع آندو بحث شده است. ۲- الشمس البازغه فی شرح الحکمة البالغة در طبیعیات و عقلیات است که به همت محمد کلندار علی الزبیری به طبع رسیده است و تعلیقاتی بوسیلهٔ کناد بر آن نوشته شده است و در سال ۱۳۰۸ باحواشی محمد عبدالحمید لکنهوی به چاپ رسیده است. ۳- الفرائد فی شرح الفوائد در بلاغت است و در کانبور به طبع رسیده است. (از معجم المطبوعات).
کلمات همقافیه با «کانبوری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر