معنی کانب
7 بازدید
[ نِ ] (ع ص) مرد سیرشکم. (اقرب الموارد) (متن اللغة) (منتهی الارب). || آنکه پس از فقر بی نیاز باشد. (اقرب الموارد). || غلیظ و ستبر. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «کانب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نب» برای سرودن شعر