معنی کام و کر
6 بازدید
[ مُ کَ ] (اِ مرکب، از اتباع) مراد و هوی. از اتباع و کر بمعنی مراد و مقصود است. (یادداشت مؤلف): کار بی علم کام و کر ندهد تخم بی مغز بار و بر ندهد. سنایی غزنوی (از فرهنگ نظام) (حاشیهٔ برهان چ معین). دهر اگر خوان زندگانی ساخت خورد هر چاشنی که کام و کر است. خاقانی. || قدرت و توان. (یادداشت مؤلف): ای بذل تو سیم و زر، وی کار تو کام و کر وی رأی تو ماه و خور، وی صنع تو رفق و کین. مختاری (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «کام و کر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کر» برای سرودن شعر