معنی کام و دام
7 بازدید
[ مُ ] (اِ مرکب، از اتباع) بد و خوب. خوب و زشت. نیک و بد. پستی و بلندی و امثال آن. (یادداشت مؤلف). شیرین و تلخ. راحت و رنج : گذشته بر او بر بسی کام و دام یکی تیز پایی «ودانوش» نام.عنصری.
کلمات همقافیه با «کام و دام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر