معنی کامیدن
4 بازدید
[ دَ ] (مص) خواستن و آرزو کردن. (ناظم الاطباء). خواهش نمودن. (آنندراج). || رغبت داشتن. (ناظم الاطباء): چو شاهی به کامی بکاهد روان خرد گردد اندر میان ناتوان.فردوسی.
کلمات همقافیه با «کامیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر