معنی کامواباف
5 بازدید
[ کامْ ] (نف مرکب) آنکه کاموا بافد. کسی که از کاموا بافتنی ها چون جوراب و پیراهن و بلوز و جامه و غیره ببافد.
کلمات همقافیه با «کامواباف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر