معنی کاملی
4 بازدید
[ مِ ] (ص نسبی) منسوب به کامل.[ مِ ] (اِخ) جد ابویعلی حمزةبن محمدبن محمدبن سلیمان ابوکامل بن حاتم الکاملی و او پسر ابوعبیدبن ابوعمروبن ابوکامل النسفی است که از مستعفری و غیر او حدیث شنید و در جمادی الآخر سال ۴۱۴ هـ .ق. درگذشت. (لباب الانساب).[ مِ ] (اِخ) دهی است از دهستان تبادکان بخش حومهٔ شهرستان مشهد واقع در ۲هزارگزی شمال خاوری مشهد و شمال راه مشهد به تبادکان. ناحیه ای است واقع در جلگه و هوای آن معتدل است و ۷۸ تن سکنه دارد. آب آن از رودخانه تأمین میشود و محصول آن غلات است. اهالی به کشاورزی و مالداری گذران میکنند. راه اتومبیل رو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «کاملی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر