معنی کاملعیار کردن
5 بازدید
[ مِ عِ کَ دَ ] (مص مرکب) خالص گردانیدن. مجازاً، تهذیب کردن. زدودن غل و غش. کامل ساختن : ترا در بوتهٔ گل بهر آن دادند این مهلت که سیم ناقص خود را کنی کامل عیار اینجا. صائب.
کلمات همقافیه با «کاملعیار کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر