معنی کاملالعقل
4 بازدید
[ مِ لُلْ عَ ] (ع ص مرکب) با خرد تمام. عاقل. آنکه عقلش بکمال رسیده باشد: مر ترا عقلست جزوی در زمان کامل العقلی بجو اندر جهان.مثنوی. رجوع به کامل عقل شود.
کلمات همقافیه با «کاملالعقل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قل» برای سرودن شعر