معنی کامطبع
6 بازدید
[ طَ ] (ص مرکب) حریص و طامع. (آنندراج از فرهنگ فرنگ). آزمند. طمعکار. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «کامطبع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بع» برای سرودن شعر