معنی کامروایی کردن
6 بازدید
[ رَ کَ دَ ] (مص مرکب) تمتع بردن. شادمانی و عشرت کردن. فرمانروایی کردن : ملکا بر بخور و کامروایی میکن هرگز این مملکت و دولت یغما نشود. منوچهری.
کلمات همقافیه با «کامروایی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر