معنی کامد
4 بازدید
[ مِ ] (ع ص) دردمند دل و اندوهگین. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). بیمار دل شده بسبب اندوه سخت. (از اقرب الموارد). و رجوع به کَمَد و کُمدَة شود. سخت اندوهگین. ترشروی و مهموم. (یادداشت مؤلف). دل افکار.
کلمات همقافیه با «کامد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مد» برای سرودن شعر