معنی کاماکسوس
4 بازدید
(اِخ) یکی از پادشاهان کوچک هند که در حملهٔ اسکندر وی را به غل و زنجیر کشیدند و نزد اسکندر بردند. (ایران باستان ج ۲ ص ۱۷۸۵).
کلمات همقافیه با «کاماکسوس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وس» برای سرودن شعر