معنی کالویه
4 بازدید
[ لو یَ / یِ ] (ص) سرگردان و متحیر که کاتوره نیز گویند. (از ناظم الاطباء) (از شعوری ج ۲ ورق ۲۵۹ الف از جهانگیری). کاتوره. ظاهراً تصحیفی از کالیوه است. رجوع به کالیو و کالیوه شود.
کلمات همقافیه با «کالویه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر