معنی کالوس
7 بازدید
(ص) مردم خربط. (فرهنگ اسدی). نادان و ابله و بی عقل و احمق باشد. (برهان) (از آنندراج). کودن. بی خرد: ملول مردم، کالوس بی محل باشد مکن نگارا! این خوی و طبع را بگذار. ابوالمؤید بلخی (فرهنگ اسدی ص ۱۹۴). بزرگی ار طلبد خصم شاه داند عقل که سروری و بزرگی نیاید از کالوس. شمس فخری. اما گمان من این است که کالوس در بیت ابوالمؤید مرادف ملول و بی نشاط و خوارکار باشد. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «کالوس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وس» برای سرودن شعر