معنی کالمه
4 بازدید
[ لُ / لَ مَ / مِ ] (ص) کالم. (آنندراج). زن بیوه. زن شوی مرده. || زن که دوشیزگی او ربوده باشند: عنین که وصالی پس سالیش نبودی با کالمهٔ پیر بصد حیله و دستان امروز بدان حد بودش زور که یکشب صد بکر کند حامله از قوت حمدان. ملامظهر (از آنندراج). رجوع به کالم شود.[ مِ ] (اِخ) دم-اگستن . مورخ فرانسوی که در سال ۱۶۷۲ در ناحیه ای نزدیک کومرسی بدنیا آمد و در سال ۱۷۵۷ م. درگذشت. وی مؤلف تاریخ لورن است.
کلمات همقافیه با «کالمه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر