معنی کالم
5 بازدید
[ لُ / لَ ] (ص) زنی را گویند که شوهرش مرده یا طلاق گرفته باشد. (برهان) (از آنندراج). عوان. ثیب. بیوه : پای تو از میانه رفت و زنت ماند کالم که نیز نکند شوی. منجیک (از فرهنگ اسدی ص ۳۳۹). ای جنگی [ ختلی؟ ] کالم شده بر دست براهیم مر خواجه ات را خیز بریش اندر کم جوی [ کذا ] . منجیک (از فرهنگ اسدی ص ۳۳۹). عروس مدح تو بکر آید از سراچهٔ طبعم نه همچو زان دگر شاعران عجوزه و کالم. ابن یمین. هرکجا ریدکی بود تکلم هر کجا کالمی بود خصیم.طیان. || ضد باکره یعنی زنی که بکارت او رفته باشد. (غیاث). زن شوی کرده. زنی که دوشیزگی او ربوده شده باشد. کالمه. (آنندراج). و رجوع به کالمه شود.
کلمات همقافیه با «کالم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لم» برای سرودن شعر