معنی کالسکهچی
5 بازدید
[ لِ کَ / کِ ] (ص مرکب، اِ مرکب) (از: کالسکه روسی +چی ترکی) شخصی که کالسکه راند و در عرف کوچبان خوانند. (آنندراج از سفرنامهٔ شاه ایران). کسی که کالسکه را مهار کرده میراند. (ناظم الاطباء). || در تداول بعضی از نقاط ایران دارندهٔ کالسکه. کسی که کالسکه دارد و به دیگری دهد تا براند.
کلمات همقافیه با «کالسکهچی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چی» برای سرودن شعر