معنی کالد
5 بازدید
[ لِ ] (ع ص) گردآورندهٔ چیزی بر روی هم. (از اقرب الموارد). || ذیح کالد؛ خوشهٔ کهن و قدیم. (ناظم الاطباء). خوشهٔ قدیم. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «کالد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لد» برای سرودن شعر