معنی کالجار
5 بازدید
(اِ مرکب) به لغت گیلان بمعنی کارزار است. (برهان). چه «لام» به «را» تبدیل شود و «جیم» به «زا». (از آنندراج). جنگ و جدال. (از برهان) (ناظم الاطباء). کارزار. کالیجار. رجوع به کالیجار به کارزار شود.(اِ مرکب) مزرعهٔ برنج. (از برهان) (جهانگیری) (ناظم الاطباء). مزرعی که در آن شلتوک کارند. (آنندراج). کالیجار. رجوع به شالی زار در همین لغت نامه شود.
کلمات همقافیه با «کالجار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر