معنی کالباس
6 بازدید
(روسی، اِ) گوشت گاو و چربی خوک و گاهی پره های سیر که پزند و درون روده کنند. جهودانه. عصیب. نقانق. جگرآکنده. سوسیس معادل فرانسهٔ آنست.
کلمات همقافیه با «کالباس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر