معنی کالاشکن
6 بازدید
[ کَ ] (اِ) نوعی از حلوا. (برهان). کلاشکن : برافراختند از قفایش چو باد ز کالاشکن سنجق عدل و داد. بسحاق اطعمه.
کلمات همقافیه با «کالاشکن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کن» برای سرودن شعر