معنی کالاس
5 بازدید
[ کال لا ] (اِخ) پسر هارپالوس سردار تسالی. وی در جنگهای اسکندر مقدونی با دارای کیانی به حکومت ولایات مفتوحه منصوب میشده است. (ایران باستان ج ۲ ص ۱۲۴۳، ۱۲۴۶، ۱۲۴۷، ۱۲۶۰ و ج ۳ ص ۲۰۲۴).(اِخ) ژان. تاجری تولوزی . وی به سال ۱۶۹۸ متولد شد. او باشتباه متهم بقتل فرزندش که مانع مرتد شدن وی بوسیلهٔ پروتسانها بود گردید و به سال ۱۷۶۲ بحکم مجلس ملی با چرخ مخصوص اعدام کشته شد ولی در ۱۷۶۵ بیگناهی او بر اثر خطابهٔ مؤثر و مهیج ولتر به اثبات رسید و نسبت به وی اعادهٔ حیثیت گردید.
کلمات همقافیه با «کالاس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر