معنی کالاس

معنی کالاس

5 بازدید
[ کال لا ] (اِخ) پسر هارپالوس سردار تسالی. وی در جنگهای اسکندر مقدونی با دارای کیانی به حکومت ولایات مفتوحه منصوب میشده است. (ایران باستان ج ۲ ص ۱۲۴۳، ۱۲۴۶، ۱۲۴۷، ۱۲۶۰ و ج ۳ ص ۲۰۲۴).
(اِخ) ژان. تاجری تولوزی . وی به سال ۱۶۹۸ متولد شد. او باشتباه متهم بقتل فرزندش که مانع مرتد شدن وی بوسیلهٔ پروتسانها بود گردید و به سال ۱۷۶۲ بحکم مجلس ملی با چرخ مخصوص اعدام کشته شد ولی در ۱۷۶۵ بیگناهی او بر اثر خطابهٔ مؤثر و مهیج ولتر به اثبات رسید و نسبت به وی اعادهٔ حیثیت گردید.

کلمات هم‌قافیه با «کالاس»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اس» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید