معنی کاف ران
5 بازدید
[ فِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) شکافی که قریب بن ران است و این کنایه از فرج است. (غیاث) (مجموعهٔ مترادفات ص ۵۲): تا تو دربند زری چون کافران جای گند و شهوتی چون کاف ران.مولوی. رجوع به کاف شود.
کلمات همقافیه با «کاف ران»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر