معنی کافور معمری
5 بازدید
[ رِ مُ عَ مْ مَ ] (اِخ) از خدام مورد اعتماد سلطان محمود غزنوی بوده است، و او را همراه عبدالجبار برای آوردن دختر امیر گرگان از نشابور به آنجا فرستادند: و دانشمند بوالحسن قطان از فحول شاگردان قاضی امام صاعد باعبدالجبار نامزد شد و کافور معمری خادم معتمد محمودی و مهد راست کردند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۸۴).
کلمات همقافیه با «کافور معمری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر