معنی کافور اخشیدی

معنی کافور اخشیدی

7 بازدید
[ رِ اِ ] (اِخ) ابن عبداللََّه اخشیدی امیر مشهور که دوست متنبی بود قبل از امارت برده بود، و اخشید ملک مصر در سال ۳۱۲ هـ .ق. او را خرید و آزاد کرد و بهمین مناسبت باخشیدی منسوب گردید. بعلت فطنت و ذکاوت و حسن سیاستی که داشت پیش او ترقی کرد تا جائی که در سال ۳۵۵ ملک مصر شد و دو سال و چهار ماه به اقتدار تمام فرمانروایی کرد. رنگ بشره اش بسیار سیاه بود. در مکه و مصر و شام بالای منبرها از او یاد میکردند تا اینکه در قاهره وفات یافت. ذهبی دربارهٔ او گوید: عقل و شجاعتش مایهٔ اعجاب بود. (از اعلام زرکلی). و رجوع به وفیات الاعیان شود.

کلمات هم‌قافیه با «کافور اخشیدی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید