معنی کافورگون
5 بازدید
(ص مرکب) برنگ کافور. سفید: کفن دوز بر وی ببارید خون بشانه زد آن ریش کافورگون.فردوسی. سپهبد بر آن ریش کافورگون ببارید از دیدگان جوی خون.فردوسی. یکی شهر کافورگون رخ نمود که گفتی نه از گل ز کافور بود.نظامی.
کلمات همقافیه با «کافورگون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر