معنی کافوردان
5 بازدید
(اِ مرکب) ظرفی که کافور در آن نهند: سیاهی از حبش کافور می برد شد اندر نیمه ره کافوردان خرد.نظامی.
کلمات همقافیه با «کافوردان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر