معنی کافرک

معنی کافرک

6 بازدید
[ فِ رَ ] (اِخ) کافی خراسان. شاعری بوده است معاصر ملک طغانشاه بن المؤید و قطعهٔ زیر که در غایت لطافت است از اوست: خسروا تیغ تو مانند اجل شد گه قهر که نگردد شکم پرگهرش از جان سیر گر سر هوش بر تیغ گهر دارت را جان ببیند شکم خاک شود از جان سیر بنده را زی زنکی با شکمی چون دهلی جفت افتاده که هرگز نشود از نان سیر گفتم ای دول، چنین معده نگردد هرگز جز به صابون و شخار و نمک و اشنان سیر معده ای را که درو سنگ همی بگدازد کی توان کرد چنین معده چنان آسان سیر گر ز نان سیر نمی گردد این هم نوعی است کاشکی میشودی این جلب از حمدان سیر خسرو شرق درین واقعه فریادم رس زانکه شد خاطرم از فکرت بی پایان سیر به طریق کرم نقد بده نان چندانک می خورد قرب دو سال این جلب حیران سیر. (لباب الالباب عوفی چ نفیسی ص ۴۷).

کلمات هم‌قافیه با «کافرک»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «رک» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید