معنی کافرنعمتی
5 بازدید
[ فِ / فَ نِ مَ ] (حامص مرکب) ناسپاسی و نمک بحرامی. (ناظم الاطباء). عمل کافرنعمت. حق ناشناسی. کفران نعمت : این پاداش کافرنعمتی است که با ملک ارسلان کرده. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی).
کلمات همقافیه با «کافرنعمتی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر