معنی کاغیدن
5 بازدید
[ دَ ] (مص) فریاد و بانگ کردن : آن زاغ نگر که بر هوا {aمی کاغدa} یک نیمه اش از مداد و نیمی کاغذ. مسعود سعد.
کلمات همقافیه با «کاغیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر