معنی کاغنه
6 بازدید
[ غُ نَ / نِ ] (اِ) کرمی است سرخ و زهردار و بر او نقطه های سیاه باشد و بیشتر در پالیزها پیدا میشود و پالیز را ضایع کند و آن را به عربی ذروح خوانند. (جهانگیری) (رشیدی) (برهان) (آنندراج). || کرم شبچراغ. کاونه. (رشیدی) (برهان) (آنندراج). || مرغی که شبها بپرد و بانگ کند. (برهان). کوژ خار. باغوجه. مگسک. عروسک. ذروح. رجوع به ذروح شود.[ غَ نَ / نِ ] (اِخ) قریه ای است از قرای قندهار. (برهان).
کلمات همقافیه با «کاغنه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر