معنی کاغذ چسبانده
5 بازدید
[ غَ ذِ چَ دَ / دِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) دو کاغذ بهم پیوسته که آن را در هندوستان وصلی گویند و بدین معنی تنها چسبانده نیز آید. (آنندراج): بود کم بهر مشق تیره روزیها که من دارم اگر چون کاغذ چسبانده روز و شب بهم چسپد. محمد اسحاق شوکت (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «کاغذ چسبانده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر