معنی کاغذ عکسی
5 بازدید
[ غَ ذِ عَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) کاغذی که برای عکس میکشیدند: بسکه رنگین شده از نقش بتان سینهٔ ما صفحهٔ کاغذ عکسی بود آئینهٔ ما. جلال سیادت (از بهار عجم). || کاغذ مخصوص ظاهر کردن فیلم.
کلمات همقافیه با «کاغذ عکسی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سی» برای سرودن شعر