معنی کاغذ دوائی
6 بازدید
[ غَ ذِ دَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) کاغذ کبودی است که عطاران در ولایت دوا در آن پیچند و در کاغذ سفید شگون نمیدانند. (آنندراج): گر نسخه های شعرم از کاغذ کبود است خالی ز حکمتی نیست چون کاغذ دوایی. مخلص کاشی (از آنندراج). || نسخهٔ حکیمان. (آنندراج). نسخهٔ پزشک.
کلمات همقافیه با «کاغذ دوائی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئی» برای سرودن شعر