معنی کاغد
5 بازدید
[ غَ ] (فعل) فعل مضارع از مصدر کاغیدن است. (فرهنگ نظام). رجوع به کاغیدن شود.[ غَ ] (اِ) قرطاس و کاغذ. (ناظم الاطباء). ورق ساخته از خمیرهٔ پنبه و غیر آن که برای نوشتن بر آن استعمال میشود. (فرهنگ نظام): آن زاغ نگر که بر هوا می کاغد یک نیمه اش از مداد و نیمی {aکاغدa} مسعود سعد. رجوع به کاغذ شود.
کلمات همقافیه با «کاغد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غد» برای سرودن شعر