معنی کاظم رشتی
3 بازدید
[ ظِ مِ رَ ] (اِخ) (سید...) ابن قاسم حسینی گیلانی رشتی حائری از علمای اواسط قرن سیزدهم هجرت و از اکابر تلامذهٔ شیخ احمد احسائی و بعد از وفات استاد مذکور خود نایب مناب او و در تمامی امور دینیه و مرجع و پیشوای سلسلهٔ شیخیه بوده و تألیفات بسیار دارد: ۱- اثبات وجودالجن. ۲- اسرارالحج. ۳- اسرارالشهادة. ۴- اسرارالعباده. ۵- الاسم الاعظم و تحقیق مایتعلق به. ۶- اصول الدین. ۷- البهبهانیة. ۸- تهذیب النفس و اخلاص العمل. ۹- ترجمهٔ کتاب حیات النفس استاد مذکور خود. ۱۰- جوابات الاسئلة التوحیدیه. ۱۱- جوابات الاسئلة الدهلویة. ۱۲- جوابات الاسئلة الشفیعیة. ۱۳- الحجة البالغه فی ردالیهود والنصاری و سائر الملل الباطلیة. ۱۴- دلیل المتحیرین و ارشاد المسترشدین. ۱۵- شرح خطبهٔ طتنجیة یا طنجیه و این خطبه در نهج البلاغه نیست. ۱۶- شرح دعاءالسمات. ۱۷- شرح قصیدهٔ لامیهٔ عبدالباقی عمری در مدح حضرت موسی بن جعفر(ع). ۱۸- علم الاخلاق و السلوک. ۱۹- اللوامع الحسینیه. ۲۰- المحجةالدامغة. ۲۱- مقامات العارفین و غیر اینها که در حدود صدو پنجاه کتاب و رسائل متفرقه بدو منسوب میباشد و اغلب آنها چاپ شده است و در احسن الودیعه گوید که سید رشتی دارای مؤلفات بسیاری است که احدی چیزی از آنها نفهمیده است گویا که با زبان هندی حرف میزند خصوصاً شرح خطبه و شرح قصیدهٔ او که مملو از لغز و معما بوده و خالی از عبارات فصیحه میباشد باری سید رشتی در سال ۱۲۵۹ هـ .ق. وفات یافته و جملهٔ «غاب نور» ماده تاریخ اوست و سیدعلی محمد باب مقتول و حاج کریم خان کرمانی متوفی در ۱۲۸۸ هـ .ق. نیز از تلامذه وی بوده اند و یا آنکه حاج کریم خان به اظهار بعضی از اهل عصر از تلامذهٔ خود شیخ احمد احسائی بوده و نزد سید رشتی تلمذ نکرده است. (از ریحانة الادب ج ۲ ص ۷۷). و رجوع به روضات الجنات ص ۲۶ و احسن الودیعه ج ۲ ص ۱۷۲ و مواضع متفرقه از الذریعه شود. آقای دکتر محمد معین در مقالهٔ «هورقلیا» نویسد: سیدکاظم رشتی (متوفی ۱۲۵۹ قمری). به تبع احسائی در رسالهٔ ملامهدی گوید: «اعلم ان الروح قد اتت من مکان عال و فضاء وسیع فسیح الی هذاالبدن المحبس الضیق المکدرالمشوب بانواع البلایا والمحن والکثافات... و قد یلحقها ملال و انضجار عن ذلک فتلتفت و تتوجه الی عالم المثل الشبحیه والصورالمقداریه، عالم هورقلیا و جابرسا و جابلقا و تنطر الی احوال ذالک العالم... و عالم الروح الذی تذهب الیه حال النوم و بعدالموت هو عالم انمثال و مقام هورقلیا...». (مجلهٔ دانشکدهٔ ادبیات شماره ۳ سال اول فروردین ماه ۱۳۳۲ ص ۸۸). سیدکاظم رشتی در رسالهٔ ملامهدی گوید: بدان که روح از مکانی عالی و فضایی وسیع و فسیح بدین بدن... آمده، چنانکه شاعر گوید: هبطت الیک من المحل الارفع ورقاء ذات تعزز و تمنع... و روح در این بدن مشغول به تدبیر آن و تصرف در آن است بنحوهای مختلف معالجات از نضج اغذیه و طبخ آنها و گرفتن صافی و دفع کثیف و جریان آن در عروق و جز آن از علایق و عوایق بدنی، و بدین سبب ملال و انضجاری بدو روی آرد، پس ملتفت و متوجه بعالم مثل شبحیه و صور مقداریه شود یعنی عالم هورقلیا و جابرسا و جابلقا و به احوال این عالم نظر افکند، وجه آن -که حرارت غریزی باشد -و باقی ماند در قلب به حال اجتماع و ساری در اقطار بدن، بباطن... و چون روح -پس از حصول ملال و انفجار از این بدن... متوجه بعالم خویش گردد و در قلب به استراحت پردازد و نظر خویش از همه اقطار بدن بگسلد و وجه و شعاع آن که حرارت عزیزی باشد و آن رابطهٔ حیات است - باقی ماند، پس اقطار بدن تاریک و سرد گردد و بپژمرد و از حرکت ادراک باز ایستد تا موانع بوسیلهٔ تخفیف رطوبتها یا تحریک، کم گردد و روح التفات یابد. پس اگر خدای بر شخص مرگ را، بدخول در آلات جسمانی و فساد آن -مقدر کرده باشد، روح به عالم خویش جذب گردد، و بخار بالطافت و صفوت خود بسوی او جذب شود، همچنین علقه ای که خون و حرارت غریزی باشد، سردی نام پذیرد و به تاریکی حقیقی گراید، و از این رو چون انسان بمیرد از این بخاری که در قلب است اثری نماند و اگر مرگ برو مقدر نشده باشد، بهنگام تحریک خون اصفر بخارات بوسیلهٔ مددهایی که بدو از صحت آلات و عضلات میرسد، جذب کند، و همچنین بخار روح قدیم را جذب نماید... پس مرگ، وفات کبری است، و آن رجوع اصلی روح و اعراض آن است از این بدن به ذات آن و نظر و وجه آن و خواب وفات صغری است و آن رجوع التفاتی روح و اعراض آن است بنظر وی و ابقاء وجه او و تعطیل آلات و عضلات و قوی و حرکات نفسانی و جسدانی، و مراد از قول خدای {/B«اَللََّهُ یَتَوَفَّی اَلْأَنْفُسَ حِینَ مَوْتِهََا وَ اَلَّتِی لَمْ تَمُتْ فِی مَنََامِهََا فَیُمْسِکُ اَلَّتِی قَضی ََ عَلَیْهَا اَلْمَوْتَ وَ یُرْسِلُ اَلْأُخْری ََ إِلی ََ أَجَلٍ مُسَمًّی ۱-۲۲۳۹:۴۲/}» آن است. از آنچه گفتیم حقیقت خواب و علت و سبب آن آشکار گردید و تفصیل این موضوع بدرازا کشد و عالم روح که روان در حال خواب و پس از موت بدان گراید عالم مثال و مقام هورقلیاست... (ایضاً همان مجله صص ۹۳-۹۴). و رجوع به رسالهٔ بهائیگری نوشتهٔ سیداحمد کسروی چ ۲ صص ۱۹-۲۲ شود.
کلمات همقافیه با «کاظم رشتی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر