معنی کاظم اصفهانی
6 بازدید
[ ظِ مِ اِ فَ ] (اِخ) (میرزا...) ولد حاجی میرزا علی از اهالی اصفهان و از معتبرین تجار است. حقا که مشارالیه تاجر کالای قابلی است و بنکدار اهلیت و آدمیت است. از خوبیهای ذات و پاکیزگی صفات توفیق ترک دنیا یافته مدتی است که در مشهد مقدس سکنی گرفته مدارش به کتابت و مذاکرهٔ احادیث و ادعیه و عبادت است. غرض که دولتمند دارین است و در فنون کمالات ربطی عظیم دارد چنانچه شکسته را درست مینویسد و در ترتیت نظم و نثر رطب اللسان و عذب البیان است و شعرش این است: قطعه راوی این حدیث عبرت بخش که بود بهترین صفات کمال کرده نقل از علی شه مردان که بود مظهر جمال و جلال کابروی تو جمع منجمد است میگدازد بوقت عرض سؤال قدر این گوهر گرامی را بشناس و بدان بوقت مقال که برای چه چیز و پیش چه کس بهر چه مطلب و کدام خیال آب گردانی از خوی خجلت بر در ناکسی کنی پامال. (تذکرهٔ نصرآبادی ص ۱۲۸).
کلمات همقافیه با «کاظم اصفهانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر