معنی کاظمیه
7 بازدید
[ ظِ می یَ ] (اِخ) کاظمین. رجوع به کاظمین شود.[ ظِ می یَ ] (اِخ) ده کوچکی از دهستان باغین بخش مرکزی کرمان واقع در ۱۲هزارگزی جنوب باختر کرمان سر راه فرعی کرمان به زرند. دارای ۳۰ تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).[ ظِ می یَ ] (اِخ) (مدرسهٔ...) در سال ۶۰۸ هـ .ق. / ۱۲۱۱ م. الناصرلدین اللََّه خلیفهٔ عباسی امر کرد تا حجرات مشهد موسی بن جعفر را هم مانند مدرسه های نظامیه و زمرد خاتون، مادرش مرکز اهل علم و طلاب علوم دینی برای تدریس فقه و حدیث و تفسیر و ادبیات گردانند و هم دستور فرمود که در آن مدرسه مسند امام احمدبن حنبل را که اضبط و اوثق کتب اهل سنت است در خدمت علامهٔ فقیه امامی صفی الدین محمدبن سعد موسوی تلمذ نمایند... (از تاریخ کاظمین ص ۱۰۶).
کلمات همقافیه با «کاظمیه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر