معنی کاظم‌آباد

معنی کاظم‌آباد

4 بازدید
[ ظِ ] (اِخ) دهی جزء بخش شمیران شهرستان تهران، واقع در ۶هزارگزی جنوب خاور تجریش و ۳۰هزارگزی راه شوسهٔ تهران به تجریش در دامنه و سردسیر و دارای ۲۵۰ تن سکنه است. راه فرعی براه شوسهٔ تهران -تجریش دارد. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
[ ظِ ] (اِخ) دهی جزء دهستان اکراد ساوجبلاغ بخش کرج شهرستان تهران واقع در ۵۳هزارگزی شمال باختر کرج و ۴هزارگزی جنوب راه شوسهٔ کرج به قزوین در جلگه و معتدل و دارای ۳۲۵ تن سکنه است. قنات و رود کردان دارد. محصول آن: غلات و باغات انگور و چغندرقند و صیفی و بنشن و شغل اهالی زراعت و گله داری است. دبستان دارد. از آبیک که در ۴هزارگزی شمال کاظم آباد واقع است ماشین میرود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
[ ظِ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان فشافویهٔ بخش ری شهرستان تهران فعلاً بواسطهٔ نداشتن آب بدون سکنه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
[ ظِ ] (اِخ) دهی جزء دهستان فراهان بالا بخش فرمهین شهرستان اراک. کوهستانی و سردسیر و دارای ۱۵۰ تن سکنه است. قنات دارد. غلات آن بن شن و ارزن و پنبه و صیف و شغل اهالی زراعت و گله داری و گلیم بافی و جاجیم بافی است. راه مالرو دارد و از فرمهین در فصل خشکی میتوان اتومبیل برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
[ ظِ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان حومهٔ بخش حومهٔ شهرستان دامغان، واقع در ۶هزارگزی جنوب دامغان و دارای ۲۵ تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
[ ظِ ] (اِخ) دهی از دهستان جلگه افشار بخش اسدآباد شهرستان همدان، واقع در ۲۶هزارگزی جنوب باختر اسدآباد و ۱۲هزارگزی باختر اسدآباد به کنگاور. کوهستانی و سردسیر و دارای ۱۴۲ تن سکنه است. آب از قنات دارد. محصول آن غلات و تریاک و حبوبات و لبنیات است. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان گلیم بافی است. راه در فصل خشکی اتومبیل رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ ظِ ] (اِخ) دهی از دهستان سوربخش کامیاران شهرستان سنندج، واقع در ۱۶هزارگزی شمال کامیاران و ۴هزارگزی خاور شوسهٔ کرمانشاه به سنندج. کوهستانی و سردسیر و دارای ۱۱۷ تن سکنه است. آب از چشمه دارد. محصول آن غلات و لبنیات و توتون و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ ظِ ] (اِخ) دهی از دهستان اسفندآباد بخش قروهٔ شهرستان سنندج، واقع در ۲۶هزارگزی باختر قروه، کنارشوسهٔ قروه سنندج. جلگه و سردسیر و دارای ۲۰۰ تن سکنه است. آب از رودخانهٔ سراب قحط دارد. محصول آن غلات و لبنیات و مختصر انگور و شغل اهالی زراعت و گله داری است. صنایع دستی زنان قالیچه و جاجیم بافی و گلیم بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ ظِ ] (اِخ) دهی از دهستان جاپلق بخش الیگودرز شهرستان بروجرد ۱۷هزارگزی شمال الیگودرز. جلگه و معتدل و دارای ۵۲۹ تن سکنه است. آب از قنات دارد. محصول آن غلات و لبنیات و تریاک و پنبه و چغندر و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ ظِ ] (اِخ) دهی از دهستان میربیک بخش دلفان شهرستان خرم آباد، ۴۰هزارگزی باختر نورآباد: ۲۸هزارگزی باختر شوسهٔ خرم آباد بکرمانشاه. دامنه و سردسیر و مالاریائی و دارای ۱۸۰ تن سکنه است. آب از چشمه ها دارد. محصول آن غلات و تریاک و لبنیات و پشم و شغل اهالی زراعت و گله داری است. صنایع دستی آن سیاه چادربافی است. راه مالرو دارد. ساکنین از طایفهٔ شاهیوند بوده زمستان قشلاق میروند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ ظِ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان زلقی بخش الیگودرز شهرستان بروجرد، واقع در ۴۰هزارگزی جنوب الیگودرز کنار راه مالرو بلبله به خاک پلیسه. دارای ۳۰ تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ ظِ ] (اِخ) دهی از دهستان رومشکان بخش طرهان شهرستان خرم آباد واقع در ۴۵هزارگزی جنوب باختری اتومبیل رو خرم آباد بکوهدشت. جلگه و گرمسیر و مالاریائی و دارای ۹۰ تن سکنه است. آب از چاه دارد. محصول آن غلات و تریاک و لبنیات و پشم و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه اتومبیل رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ ظِ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان زنگی آباد بخش مرکزی شهرستان کرمان، واقع در ۵۴هزارگزی شمال خاوری کرمان. سر راه فرعی چترود و بی بی حیات. دارای ۱۸ تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ ظِ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان زنگی آباد بخش مرکزی شهرستان کرمان، واقع در ۵۴هزارگزی شمال خاوری و ۱۰هزارگزی باختر راه فرعی کرمان به چترود. دارای ۴ تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ ظِ ] (اِخ) دهی از دهستان ریگان بخش فهرج شهرستان بم. ۴۳هزارگزی جنوب خاوری فهرج. ۲۳هزارگزی شمال راه فرعی بم به خاش. جلگه و گرمسیر مالاریائی و دارای ۶۲ تن سکنه است. آب از قنات دارد. محصول آن غلات و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ ظِ ] (اِخ) ده کوچکی است از بخش ماهان شهرستان کرمان، واقع در ۱۲هزارگزی جنوب ماهان و ۶هزارگزی راه شوسهٔ بم به کرمان. دارای ۲۰ تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ ظِ ] (اِخ) دهی از دهستان چهار فرسخ بخش شهداد شهرستان کرمان، واقع در ۱۱هزارگزی جنوب باختری شهداد و سر راه مالرو شهداد به کرمان. جلگه و گرمسیر و دارای ۱۲۰ تن سکنه است. آب از قنات دارد. محصول آن حنا و غلات و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ ظِ ] (اِخ) دهی از دهستان زید آباد بخش مرکزی شهرستان سیرجان، واقع در ۲۸هزارگزی شمال سعیدآباد و ۴هزارگزی باختر راه فرعی زیدآباد به سعیدآباد. جلگه و سردسیر و دارای ۹۰ تن سکنه است. آب از قنات دارد. محصول آن غلات و حبوبات و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ ظِ ] (اِخ) دهی از دهستان زنگی آباد بخش مرکزی شهرستان کرمان، واقع در ۵۴هزارگزی شمال باختری کرمان و ۶هزارگزی شمال راه فرعی زند به کرمان. جلگه و معتدل و دارای ۱۵۰ تن سکنه است. آب از قنات دارد. محصول آن غلات و حبوبات و میوه جات و شغل اهالی زراعت و مکاری است. راه مالرو و دبستان دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ ظِ ] (اِخ) دهی از دهستان حومهٔ باختری شهرستان رفسنجان، واقع در ۱۵هزارگزی باختر رفسنجان و ۷هزارگزی شوسهٔ رفسنجان به یزد. جلگه و سردسیر و دارای ۱۲۰ تن سکنه است. آب از قنات دارد. محصول آن غلات و پسته و پنبه و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ ظِ ] (اِخ) دهی از دهستان حتکن بخش زرند شهرستان کرمان، واقع در ۶۶هزارگزی جنوب خاوری زرند و ۶هزارگزی راه فرعی زرند، راور. کوهستانی و سردسیر و دارای ۱۵۹ تن سکنه است. آب از قنات دارد. محصول آن غلات و حبوبات و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنان قالی بافی با نقشه است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ ظِ ] (اِخ) دهی ازدهستان کریت بخش طبس شهرستان فردوس، واقع در ۳۰هزارگزی جنوب خاوری طبس. جلگه و گرم سیر و دارای ۱۷ تن سکنه است. قنات دارد محصول آن غلات و تنباکو و شغل اهالی زراعت و گیوه بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ ظِ ] (اِخ) دهی از دهستان عشق آباد بخش فدیشهٔ شهرستان نیشابور واقع در ۳۰هزارگزی جنوب فدیشه. جلگه و معتدل و دارای ۳۰ تن سکنه است. قنات دارد. محصول آن غلات و تریاک و شغل اهالی زراعت و مالداری و قالیچه بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ ظِ ] (اِخ) دهی از دهستان میلانلو بخش شیروان شهرستان قوچان واقع در ۵۶هزارگزی جنوب باختری شیروان کوهستانی و معتدل و دارای ۳۵ تن سکنه است. رودخانه دارد. محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ ظِ ] (اِخ) دهی از دهستان سنگان بخش رشخوار شهرستان تربت حیدریه واقع در ۸هزارگزی شمال باختری رشخوار و ۶هزارگزی جنوب شوسهٔ عمومی تربت به رشخوار. جلگه و گرمسیر و دارای ۸۶ تن سکنه است. قنات دارد. محصول آن غلات و شغل اهالی گله داری و کرباس بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ ظِ ] (اِخ) دهی از دهستان مصعبی بخش حومهٔ شهرستان فردوس واقع در ۱۵هزارگزی خاور مصعبی. سر راه مالرو عمومی نوغان به فردوس. کوهستانی و معتدل و دارای ۱۰۸تن سکنه است. قنات دارد. محصول آن غلات و تریاک و زعفران و پنبه و میوه جات و ابریشم و زیره و بنشن و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ ظِ ] (اِخ) دهی از دهستان میان ولایت بخش حومهٔ شهرستان مشهد واقع در ۱۹هزارگزی شمال باختری مشهد کنار راه شوسهٔ مشهد به قوچان. جلگه و معتدل و دارای ۳۴۰ تن سکنه است. قنات دارد. محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و مالداری است. راه اتومبیل رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ ظِ ] (اِخ) دهی از دهستان زادکان بخش حومهٔ شهرستان مشهد واقع در ۱۹هزارگزی شمال باختری مشهد کنار راه شوسهٔ عمومی مشهد به شیر شتر. جلگه و معتدل و دارای ۳۴۳ تن سکنه است. رودخانه دارد. محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و مالداری است. راه اتومبیل رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ ظِ ] (اِخ) دهی از دهستان دستگردان بخش طبس شهرستان فردوس واقع در ۱۰۹هزارگزی شمال خاوری طبس. جلگه و گرمسیر و دارای ۹۲ تن سکنه است. قنات دارد. محصول آن غلات و پنبه و تریاک و ذرت و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ ظِ ] (اِخ) دهی از دهستان کنارشهر بخش بردسکن شهرستان کاشمر واقع در ۲۰هزارگزی جنوب باختری بردسکن و ۳هزارگزی شمال مالرو عمومی بردسکن به ریگ چاه. جلگه و گرمسیر و دارای ۴۱۸ تن سکنه است. قنات دارد. محصول آن غلات و پنبه و زیره سبز و تریاک و شغل اهالی زراعت است. راه اتومبیل رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ ظِ ] (اِخ) دهی از دهستان میبد بخش اردکان شهرستان یزد واقع در ۱۸هزارگزی جنوب اردکان، متصل به راه فرعی کاظم آباد به اردکان. جلگه و معتدل و مالاریائی و دارای ۳۰۷ تن سکنه است. آب از قنات دارد. محصول آن غلات و پنبه و صنایع دستی کرباس بافی است. راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).

کلمات هم‌قافیه با «کاظم‌آباد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید