معنی کاشیتراش
5 بازدید
[ تَ ] (نف مرکب) تراشندهٔ کاشی. آنکه کاشی را در بنائی بکار برد: برای جدارش ز کاشی تراش دل کان فیروزه اندر خراش. نورالدین ظهوری (در تعریف حمام از آنندراج). ز بنیاد و معمار کاشی تراش مرا راز پوشیده گردیده فاش. میرزا طاهر وحید (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «کاشیتراش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اش» برای سرودن شعر