معنی کاشه
5 بازدید
[ شَ / شِ ] (اِ) کاژ. (جهانگیری). بمعنی کازه است و آن خانه ای باشد علفی که بر کنار کشت و زراعت سازند. (برهان). رجوع به کازه شود. کومه. رجوع به کومه شود. جمس. رجوع به جمس شود. || یخ تنک و نازک را گویند و آن آبی است که در زمستان می بندد و منجمد میشود. (برهان). یخ تنک را گویند زیرا که به شیشهٔ شفاف شباهت دارد، کاش بمعنی شیشه است. (انجمن آرا) (آنندراج): گرفت آب کاشه ز سرمای سخت چو زرین ورق گشت برگ درخت. رودکی (جهانگیری) (آنندراج).[ شِ ] (فرانسوی، اِ) مثل کبسول. رجوع به کبسول شود. ظرف خرد برای بلعیدن دواهای بدمزه. بستهٔ مخصوصی که دوا در آن ریزند و کوچک سازند تا بتوان بحلق فرو برد. - کاشه های دارویی: کاشه های داروئی از دو ورقهٔ نازکی که با خمیر نشاستهٔ خالص فطیر تهیه شده تشکیل یافته است و شکل آنها گرد و گود است و دارای لبه ای پهن میباشد در یکی از آنها گردهای داروئی را میریزند و لبهٔ دیگر را قدری مرطوب کرده بر روی اولی میگذارند و به کمک اسباب مخصوصی به نام کاشتور آن را فشار میدهند تا محکم شود همچنین کاشه های دیگری در داروخانه ها وجود دارد که یکی در دیگری جای میگیرد و داروها را در کاشهٔ کوچکتر میریزند و کاشهٔ بزرگتر را بر روی آن قرار داده فشار مختصری میدهند تا کاشهٔ کوچکتر را در خود جای دهد. (کارآموزی داروسازی <۵۳۰۶۴۰۱۲۰۱۱۸۰۲۸۰۱>... صص ۱۱۵ -۱۱۶).
کلمات همقافیه با «کاشه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شه» برای سرودن شعر