معنی کاشفالسلطنه
6 بازدید
[ شِ فُسْ سَ طَ نَ ] (اِخ) لقب او «چایکار» بوده است. رجوع به «چایکار» شود. شاهزاده حاجی محمد میرزا کاشف السلطنه چایکار پس از اتمام تحصیلات در اروپا در سنهٔ ۱۳۱۴ هـ . ق. و در ۳۵ سالگی با سمت ژنرال قنسول به هندوستان رفت و در ضمن توقف در آن سرزمین، فن زراعت چای را آموخت و این محصول را با زحماتی برسم ارمغان بایران آورد. اول کسی بود که چایکاری را در ایران رواج داد و تمام عمر خود را صرف خدمات عمده بدولت و ملّت نموده در این راه مجاهدت کرد و مجدداً برای توسعهٔ کشت چای در ۶۵ سالگی مأمور هندوچین و ژاپون شد و در مراجعت از راه بوشهر، در روز دوشنبه ۳۱ فروردین سال ۱۳۰۸ هـ .ش. دو ساعت بعد از ظهر، در کتل ملوب، با اتومبیل پرت شد و فوت کرد. آرامگاه وی در لاهیجان مقابل مؤسسهٔ کشاورزی است.
کلمات همقافیه با «کاشفالسلطنه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر