معنی کاسه گرفتن
7 بازدید
[ سَ / سِ گِ رِ تَ ] (مص مرکب) کاسه نواختن. کاسه زدن : و تمامت پادشاه زادگان و نوینان بر موافقت او جوک زدند، باتو کاسه گرفت و خانیت را در محل خود قرار داد. (جهانگشای جوینی). ساقی بصوت این غزلم کاسه میگرفت میگفتم این سرود و می ناب میزدم.حافظ. در این کاسه گفتن ایهام بشراب خوردن هم هست ولی کاسه گرفتن در اصل همان نواختن کاسه است. رجوع به کاسه و کاسه زدن و کاسه گاه و کاسه گر و کاسه نواز در ذیل کلمهٔ آهنگ شود.
کلمات همقافیه با «کاسه گرفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر