معنی کاسه لیسیدن
7 بازدید
[ سَ / سِ دَ ] (مص مرکب) کاسه لیس بودن. رجوع بمعانی کاسه لیس شود: عقل که پرورده شد ز میدهٔ هارون کاسه نلیسد ز نیم خوردهٔ هامان. حاج سید نصراللََّه تقوی.
کلمات همقافیه با «کاسه لیسیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر