معنی کاسهپشت
5 بازدید
[ سَ / سِ پُ ] (اِ مرکب) لاک پشت و کشف را گویند. (برهان). سوراخ پا. سولاخ پا. باخه. سلحفات : لقمه خور چرب کرد، زو فلک کاسه پشت ورنه شدی خشک شیر دایهٔ اطفالگان. سیف اسفرنگی (از جهانگیری). || کنایه از آسمان هم هست. (برهان) (آنندراج). کنایه از فلک. (انجمن آرا).
کلمات همقافیه با «کاسهپشت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شت» برای سرودن شعر