معنی کاسهبند کردن
6 بازدید
[ سَ / سِ بَ کَ دَ ] (مص مرکب) خوش آمد نمودن و طمع داشتن. (غیاث). تملق و چاپلوسی کردن. (آنندراج): میکند از بهر لبش نوشخند پیش لبش دختر رز کاسه بند. اشرف (آنندراج).
کلمات همقافیه با «کاسهبند کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر