معنی کاسهباز
6 بازدید
[ سَ / سِ ] (نف مرکب) آنکه بازی به کاسه کند از عالم شیشه باز، و آن چنان است که دو کاسهٔ چینی پر از آب کنند و کاسه بازان واژون شده کاسها را بر پشت گذارند و بتحریک سرین آن را بجنبانند و بدوش خود رسانند و قطره ای آب از آن نمیریزد و بمجاز محیل و مکار را گویند. (آنندراج): از حریفان قمار برده بسی کاسه بازی چنین ندیده کسی. میریحیی شیرازی (از آنندراج). و رجوع به مجموعهٔ مترادفات ص ۱۲۷ شود.
کلمات همقافیه با «کاسهباز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر