معنی کاسفالوجه
6 بازدید
[ سِ فُلْ وَجْ هْ ] (ع ص مرکب) رجل کاسف الوجه؛ مرد ترش روی. (منتهی الارب) (آنندراج). عابس. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «کاسفالوجه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جه» برای سرودن شعر